|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ در اين مطلب گوشزدي به افرادي که مرا عبادت ميکنند وجود دارد. ما تو را فقط بخاطر رحمت به افراد بشر فرستاديم. در قرآن كريم اله به مفهوم حاكم و فرمانرواي مطلق است و به كسي اطلاق مي شود كه تمامي احكام و دستوراتش لازم الاطاعه هستند و تخطي از آنها به هيچ وجه مجاز نيست. از اين رو وقتي شخصي نسبت به حكم يا امري موضع تعبدي داشته باشد ، چنانچه آن حكم يا دستور از ناحيه غير خدا صادر شده باشد آن شخص چه بداند و چه نداند و چه بخواهد يا نخواهد صاحب حكم را اله خود گرفته و از اصل «لا اله الا الله» تخطي كرده است. هرگاه چنين واقعه غم انگيز و ويران كننده اي پديد آمد ، آنگاه صحاح سته و بحار الانوار نيز همانند قران مأخذ احكام قرار مي گيرند و نهايتاً وضع جوامع مسلمين بگونه اي مي شود كه امروز شاهد آن هستيم. قران بارها و بارها ما را از فرمانبرداری محض از دون الله منع کرده است و تعبد را تنها در انحصار خداوند و " ما انزل الله "نموده است ما در عهد ( ایاک نعبد ) هیچ استثنائی را مشاهده نمی کنیم و گروه دون الله را در مقام پرستش و تعبد ، همه مخلوقات خداوند را شامل می کنیم ما اگر می خواهیم مسلم و تسلیم امر خداوند نامیده شویم باید در حصار تعبد خالصانه پروردگار ، هرگز و هیچگاه دون الله را دخیل ننمائیم ولی با وجود این همه تاکید کتب آسمانی ، باز هم مسلمانان اسمی مانند امتهای پیشین هر کدام به بهانه های واهی اشخاصی را از این محدوده خارج نموده و سعی می کنند که برای ( ایاک ) میثاق تعبد ، مستثنی قائل شوند . گروهی از مذهبیون دون الله را در مقام توسل ، اجابت دعا ، شفاعت ، ولايت واستعانت و همچنین هر دو گروه عمده مذهبی در مقام تعبد و فرمانبرداری نمودن شامل اولياء خدا و مو منان نمی دانند . در صورتی که آیات الهی ، دون الله را شامل همه آن کسانی دانسته است که به عنوان مخلوق خدا شناخته می شوند .خدا در سوره نحل آيه 20 و 21فرموده: وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ كساني را كه غير از خدا به كمك ميخوانند چيزي خلق نمي كنند و خودشان هم خلق شدهاند (مخلوق خدا هستند). تمام انبيا و اولياء چنين بوده اند كه خود مخلوقند و خالق نبوده و از دنيا رفته و نمي دانستند كه قيامت چه وقت خواهد شد. بنابر اين پرستش و فرمانبرداری بی چون و چرا از آنان که همانا معنایش تعبد غیر خدا میباشد شرك و گمراهی محض است . رسول خدا به صريح قرآن وفات كرده و از وقت بعث و قيامت خبر نداشت چنانكه در سوره اعراف آيه 187 و آيات ديگر فرموده:«يسئلونك عن الساعه أيان مرساها قل إنما علمها عند ربي». بنابر این مخلوق عاجز اگر هم نامش رسول خدا باشد نباید در اموری غیر از ابلاغ رسالت تعبد شود . زماني كه خدا به محمد ميفرمايد "انا ارسلنك رحمة للعالمبن" ؛ مردم فكر می کنند كه منظور خود شخص محمد بوده و او ست که مستقل تمام دنيا به خاطرش خلق شده است.ولی آنها يك لحظه فكر نمی کنند كه پيامبر با پيامش معنا پيدا ميكند.در واقع محمد بی رسالت ( قران ) تنها یک بشر عادی مانند هم نژاد های دیگر عرب خود بود که هیچ حرفی برای گفتن و تبلیغ دین توحیدی نداشت . قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (16/يونس) بگو اگر خدا ميخواست من قرآن را بر شما نميخواندم و خدا شما را به آن آگاه نميكرد. من قبلا سالهائي بين شما زندگي كرده بودم، آيا نمي فهميد؟! خداي قادر مرتبا از نعمات و آيات خود همچون شب و روز و چهارپايان و شتر و ... حرف ميزند تا كه به مردم گوشزد كند كه رحمت شامل همه نعمات و الطاف خداوند می باشد. ولی شيطان ميخواهد يك مورد را خيلي تابلو كند و در نهايت به عنوان شریک خدا به مردم قالب كند. به طور مثال براي عیسی ، خود مسيح خيلي مطرح ميشود ولي پيامش نه! بطوريكه نوعي پيام جانبي که مردم آن را همتای کتاب خدا نموده بودند طراحي ميشود كه همه چيز را در مسيح مي بيند و محور همه چيز ميشود عیسای ناصری ؛ و در نهايت این القائات شیطانی به جاي پيام اصلي به مردم قالب ميشود.به همين خاطر خداي مهربان در قرآن كاملش مرتب از نعمتهاي ديگرش حرف ميزند تا خدای نکرده امت قران هم بر اثرتبعیت از اهواء و اوهام رهبان و ملایان ، محمد را همانند پرستندگان عیسی به جای الله ، اله و معبود خود قرار ندهند . او از راهنمايي در دريا و خشكي؛ از خلقت انسان؛ از ستارگان و از رحمات و نعمات دیگر حرف می زند تا کسی تصور نکند که رحمت تنها در قالب یک وسیله خلاصه گردیده است بلکه رحمت للعالمین همه آن خلقتیست که به واسطه آنها ما برکات خداوند رحمان و رحیم را درک و حس می کنیم . محمد به صريح آيات رحمت و سعادت به جز رسالت سمتي نداشت " و ما محمد إلا رسول " و به تصريح قرآن نيز رسالت رسول جز ابلاغ قران چيز ديگري نبوده است: " اَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِين" بنابر این وقتی که خداوند محمد را رحمت للعالمین معرفی می کند منظور ش همان رحمتیست که به واسطه آیات نورانی قران نصیب همه انسانها گردیده است . خدا پيامش را از طريق بشری به نام محمد برای ما زمینیان نازل کرده تا با راهنماييش ما را به راه راست و سعادت هدايت نماید . ما هم همانطوری كه از نعمات و دیگر الطاف خدا استفاده می بریم و آنها را پرستش نميكنيم و از آنها طلب هدايت نميكنيم ؛ همانطور هم باید ابلاغ خدا که به واسطه رسول بدست ما رسیده را براي اطاعت كردن و مسلمان شدن بپذیریم. پس اگر كسي ميخواهد اسوه حسنه ای داشته باشد تا با تمسک به آن ابراهیم و محمد وار زندگی نماید بايد همچون آن مخلصان و مقربان درگاه الهی ، جمله کسانی را که به عنوان پائین تر از خدا می شناسیم رها سازد و هرگز کلام منتسب به امثال ابراهیم ، موسی ، عیسی ، محمد ، علی و دیگر دون الله را همتای کلام خدای بی همتا ، تعبد و پرستش ننماید و در مقابلشان تسلیم و مسلمان نباشد . وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً (125/الِنساء) چه كسي دينش بهتر از دين كسي است كه خود را تسليم خدا كرده و نيكوكار باشد و از آيين ابراهيم مخلصانه پيروي كند. خدا ابراهيم را دوست خود گرفت. |
|||||
|
|||||