|
دعوت به قرآن
|
|
|
|
||||
|
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ بگو اگر راست ميگوئيد كه خانه آخرت (بهشت) فقط به شما اختصاص دارد و مردم سهمي از آن ندارند، آرزوي مرگ كنيد (تا زودتر به نعمتهاي بهشت برسيد). آیه 94 سوره بقره خطابش به مذهبیون و ملاهاست، قران تاکید دارد که حاکمیت در سراى آخرت متعلق به خداست. یعنی اینکه بهشت و جهنم در تملک هیچ کس نیست و خدا در مالکیت و حاکمیت سرای آخرت با هیچ احدی (از جمله پیامبران و والیاء ) مشارکت نکرده است. بنابراین فردی حق ندارد که از این بابت بر دیگری حکم نماید. یعنی قضاوت اینکه چه کسی به بهشت می رود و چه کسی به جهنم، مربوط به خداست و به همین خاطر هیچ فرد و گروهی اجازه ندارند که از این طریق بر دیگران برتری جوید و یا آنکه تنها خود و گروه خود را نجات یافته و رستگار بپندارد فخر فروشی و تکبرورزی فرق شیعه و سنی نسبت به هم به واسطه نادیده گرفتن همین اصل مهم است به عبارت دیگر مشکل در اعتقاد داشتن به بهشت و جهنم نیست چون اکثر مردم روی زمین به آن اعتقاد داشتند و دارند مشکل از آنجایی سرچشمه می گیرد که گروهها و فرقه ها بهشت و جهنم را به خود و دیگران نسبت می دهند. کما اینکه در آيه 11 سوره بقره نيز می بینیم : «و قالوا لن يدخل الجنـه اﻻ من كان هودا او نصارى» يهوديان و مسیحیان (هریک) بزعم خود مى گفتند كه كسى داخل بهشت نمى شود مگر آن که يهودى یا مسيحى باشد. همچنين در آيه 113 سوره بقره است كه مى فرمايد: «و قالت اليهود ليست النصارى علی شئ و قالت النصارى ليست اليهود علی شئ» و يهوديان برآنند كه مسيحيان چيزى (ازحقيقت) ندارند و هم چنين مسيحيان معتقدند كه يهوديان بر چيزى (از حق) قرار ندارند. ملاها با اینحالی که معتقدند قلبهاشان در غلاف و حجاب است و ایمانشان ناقص است باز هم وقتی سخن از بهشت و جهنم می شود اصرار دارند بگویند که سرای آخرت (یعنی بهشت) به آنها تعلق دارد و جز ایشان همه به جهنم می روند .در گذشته نیز ملاهای کاتولیک براین اندیشه پای می فشردند و در نهایت گستاخی اسنادی منتشر کردند دال بر اینکه اراضی بهشت به آنها تعلق دارد و ایشان می توانند زمین آن را به پیروان شان بفروشند ! از اینرو قرآن کریم به این مسئله پرداخته که بگوید: اگر مذهبیون به بهشت و جهنم اعتقاد دارند نمی توانند آنرا بهانه قدرت خواهی و برتری طلبی خویش نمایند " تا بعد به واسطه توهم انحصار آن برای خود عنوان ولایت مطلقه را کسب کنند و حکومت استبدادی براه بیاندازند. این مطلب درحالی گفته می شود که قرآن پیشتر ( آیه 62 بقره) فرمود: «از مسلمانان و مسیحیان و یهودیان و صابئین هر که به خدا و جهان بعدی ایمان داشته باشد و کردار نیک پیشه کند، اجرش نزد خدا محفوظ است و هیچگاه نباید که (از جهنم) واهمه و نگرانی داشته باشد»(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ) یعنی بهشت به دسته و گروه خاصی متعلق نيست. در عین حال باید توجه داشت که اگر این آیه در زمان ظهور پیامبر اسلام نازل شده ، دلیلی ندارد که معنای و موضوع آن را تنها به ملایان یهودیان و مسیحیان اختصاص داشته باشد چراکه این مسئله از خصوصيات تنگ نظرانه ی همه ی رهبران دروغين مذاهب است. اینجاست که قرآن می فرماید: «بگو اگر آن سراى آخرت و بهشتی كه نزد خداست، به شما اختصاص دارد، پس تمناى مرگ كنيد چنانچه شما راستگوئيد!». یعنی اگر شما (ملاهای مذهبی ) راست می گویید که سرای آخرت به شما تعلق دارد، پس چگونه است که آرزوی مرگ نمی کنید؟ به سخن دیگر، چگونه است که دست از دار دنیا بر نمی دارید؟ چگونه است که قدرت را دوست می دارید و می خواهید که در این جهان سروری کنید؟ چرا برای حفظ قدرت و جایگاه خود حتی حاضرید که خون بی گناهان را به زمین بریزید و یا آنکه آنها را در بند و زنجیر اسیر کنید ؟ انسانی که معتقد باشد که سرای آخرت به او تعلق ندارد بلکه آن «منزل پابرجا» را فقط و و فقط در مالکیت خدا بداند ، نگران سرنوشت خویش می شود. در نتیجه سعی می کند که پرهیزکار شود و هرگز در مورد سرای آخرت برای کسی حکم صادر نکند زيرا که او بر اساس باورهای خود نمی تواند داوری کند که بهشت و دوزخ جايگاه چه کسانی خواهد بود. انسان معنوی کسی است که باور دارد که زندگانی در این جهان موقتی و محدود است. در نتیجه او بیشترین توجه و اهمیت را به جهان آخرت معطوف می دارد. چراکه به اعتبار سخن قرآن بقای نفس در جهان دیگر (آخرت)، ابدی و جاودانی است. به عبارت ساده تر، اگر مذهبیون آخرت را باور می داشتند، آنگاه که ثروت و قدرتشان از نياز يک زندگی معمولی و مختصر (که آنهم می باید حاصل تلاش خودشان باشد) ، افزون تر می شد باید از آن چشم پوشی می کردند ولی اين کاری است که ملايان را بدان رغبتی نيست و میلیاردها سرمایه و خانه های اشرافی بعضی ازآنان دلیلی واضح و مشخص برای اثبات ادعای من است .وقتی که «دار» به معنى خانه است و مراد محل فرود و استقرار است. «دار آخرت» هم یعنی جایی که روح در جهان بعدی در آن مستقر می شود. و دار آخرت از آنجایی برای اهل ایمان مهم تر است که جوار خدا و مقام بهشت است پس آنها از صمیم قلب خالصانه از پرودگارشان آرزوی مرگ و وصالش را می نمایند . اما چرا «فتمنوا الموت» ملاها ساختگیست ؟؟ برای اینکه اگر ملاها معتقدند که سرای آخرت که جوار خدا و مقام بهشت است و در عین حال بهشت جایی است بسیار زیبا و دلربا و آنها فکر می کنند و (علارغم نظرقرآن) خدا آنجا را هم اختصاصا برای ایشان تدارک دیده، پس منطقی تر است که آنها بیشتر مشتاق باشند که هرچه زودتر به آن جهان بپیوندند. یا از خدا بخواهند که مرگشان را زودتر از موعد فرا برساند. درحالیکه ملاها هیچگاه از صمیم قلب چنین آرزویی نمی کنند ، بلکه بیشتر از هرکس دیگری خواستار عمر طولانی اند و سعی دارند که سراسر طول عمرشان با ثروت و قدرت و عزت سپری سازند .. وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ ولى آنها، به خاطر اعمال بدى که پيش از خود فرستادهاند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد؛ و خداوند از ستمگران آگاه است. در واقع آيه اشاره به اين دارد كه مذهبیون- به ویژه ملاها -با رفتار و کردارشان مردمانی سخت دنیوی هستند و ایشان گرچه مدعی اند که اهل ایمان و اهل آخرت اند اما هرگز راضی به ترک دنیا نیستند. چراکه اعمال آنها گواه نيات پلیدشان است. از اين روست که آنان مرگ پيش از موعد را طالب نيستند. بنابراین وقتی مى فرمايد: «به آنچه دستهايشان اقدام كرده هرگز تمناى مرگ نمى كنند» منظور این است كه این آقایان با این زیاده خواهی هایشان و با این اقداماتی که به جهت کسب قدرت می کنند و این دستهایی که به ظلم و فساد و خون آلوده است، مشخص است كه آنها اصلا به آخرت کاری ندارند و به آن فكر نمى كنند. عملکرد هرکس از نیتش مشخص می شود. بنابراین وقتی این اقایان به ثروت و قدرت و حکومت می اندیشند و برای رسیدن به این هدف دست ها و ابزارهای شان را به کار می اندازند، مشخص است که نیاتشان ریشه در آخرت ندارد و از اینجا ثابت می شود که اینها دروغگو هستند. ملايى كه حکومت می کند و به منابع مالی بی حساب و ثروت يك مملكت چنگ انداخته و در كاخهاى زيبا زندگى مى كند و براى محفوظ ماندن از مرگ در اتومبيلهاى ضد گلوله تردد مى كند و مخالفین خود را می کشد و اسیر می کند، مشخص است كه دستهايش به چه چيز اقدام نموده و چقدر حب دنیا دارد و معلوم است که تا چه میزان در ادعایی که می کند راستگو است! ملايى كه به جهت اعتقاداتش لباس مخصوص ساخته و خود را به روحانیت ملقب و ملبس می سازد، مشخص است که می خواهد با دست خود مردمی را به فریب رنگ و لعاب لباسش استحمار و استثمار کند . دست هاى انسان يعنى آن ابزاری که منویات انسان را به دنیا و یا به آخرت متصل می سازد. به خیر و یا به شر ، به هرچه که بیرون از انسان است و انسان می خواهد که به آن چیز برسد و آن را از آنِ خود کند. ازاینرو «دست» در اصطلاح قرآن وسيله بکارگیری و اقدام کردن هم معنی می دهد. پس «آنچه دستهايشان اقدام نموده» يعنى به آنچه از مال دنیا که دستهایشان برای کسب آن اقدام نموده ، به عبارت دیگر معنایش این است آن دسته از مذهبیونی که قدرت طلبی می کنند و با سوء استفاده از دین و خدا به جهت کسب مال دنیا (هرچند قلیل) اقدام می کنند، البته کسانی اند که هرگز مرگ را برای خودشان تمنا نمى كنند. و به این طریق قرآن مشخص می کند که آخوند جماعت در کار آخرت نیست بلکه آخرت را بهانه دنیای خود کرده اند . (وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ) «و خدا به ستمکاران دانا است" یعنی خدا به اعمال ظلّامی که در لباس ملا ستم می کنند و ادعای رهبری دارند و قصد دارند به بهانه دین مردم را فریب دهند.آگاه است «و خدا به ستمکاران دانا است» یعنی آنانی که به دروغ ادعا می کنند و بهشت را از جانب خود وعده می دهند همگی کذابی طالب دنیایند و خدا به آنها و کلک شان و حقه شان آگاه است. آنها قصدشان ستم کردن است و ملایی که به دروغ به جوان خام وعده بهشت می دهد مشخص است که قصدش ستم کردن است. اینکه قران می فرماید: «خدا به ستمکاران دانا است». معنایش این نیست که فقط خدا به ستمکاران دانا است و ما نمی توانیم ستمکاران را بشناسیم. بلکه همینکه قرآن از نشانه های ستمکاری برای ما سخن گفته معنایش این است که خداوند می خواهد دانایی اش را در رابطه با این موضوع (ستمکاری)به ما منتقل کند تا ما هم با تطبیق نشانه ها درک کنیم که ظالم و ستمکار کیست حتی اگر جلاد در لباس ملای مذهبی باشد البته اگر ما کلام خدا را درست بخوانیم و بد نفهمیم. |
|||||
|
|||||