تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - افتخار مسلمانی
دعوت به قرآن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

 رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

خداوندا، ما دو نفر را تسليم خود ساز و از نسل ما امتي بوجود آور كه تسليم تو باشند و آداب عبادتمان را به ما نشان بده و توبه ما را بپذير چون تو توبه ‌پذير مهربان هستي.

 اگر ما بياييم تاريخ شرك را در قرآن كريم بررسي كنيم می بینیم که بعد از آنکه  خداوند به واسطه بعثت پیامبران و انزال آیات و وحی و کتب آسمانی  ،  مردم  را از كفر و شرك و خرافات پاك می كرد  ظهور مجدد شرك بوسيلة همان  ارادتمندان جاهلی صورت می گرفته که  به نام پیروی از  پیامبران و صالحین شرک را در بین امت های هدایت یافته منتشر و تبلیغ  می کردند .  در حقیقت این به ظاهر ارادتمندان  از نام پاكان و خوبان سوء استفاده می بردند   و توجه مردم را به جای الله به سوي آنان جلب می  نمودند . در ابتدا شاید  فقط موضوع محبت و ارادت مطرح بوده  و نه چيزي بيش از آن ، ولی كم كم شیطان و شیطان صف تان  چنين وانمود می كردند  كه براي آنکه  اين افراد صالح فراموش نشوند بهتر است برايشان جایگاه ، مجسمه ها و مقبره هایی  ساخته شود  تا با ديدن اين اجسام مردم به یاد آنان بيفتند ! همين جهل مفرط بوده  كه كم كم راه را براي پرستش و كمك خواستن و شفيع و وسيلهِ قرار دادن آنان، هموار می نموده است .

متاسفانه اين يک واقعيت است که در طول همه تاريخ یشر هرگاه شيطان می خواسته به مقصود اصلي اش یعنی ( دعوت انسانها  به  نوجه و اطاعت از  غیر خدا)  برسد، از نام نیک  بزرگان و گذشتگان استفاده می كرده. عيسي و عزير  كه تقصيري نداشتند و  يا اینکه عيسي پرستان و عزير پرستان كه خود مدعی دشمنی با  آنان  نبودند،  بلکه بهانه پرستش آنان  دوستي و محبتی بود که آنان مدعی داشتن آن بودند ، اما افراط و تفريط همواره انسان را هلاک می سازد  ‌دوستي بي ضابطه و بيش از حد  انسانهاي مؤمن و بسيار مخلص و ارادتمند را هم  به ورطة هلاكت می کشد و در هر عصر و زماني كه شما ملاحظه كنيد مي بينيد بزرگترين سبب گمراهي مردم همین نامهایی  بودند که مورد احترام بیش از حد مردم  واقع می شدند تا جایی که وقتی قدمت و مرور زمان هم شامل این محیت افراطی می گشت غلو و اکاذیب بسیار زیادی   در چگونگی  ابراز آن محبت  بوجود می آمد  و آن شخصیتها را مبدل  به اسطورهای افسانه ای می ساخت  که هیچ شیاهتی به یک انسان و بشرمعمولی  نداشتند بلکه بیشتر به یک شبه خدا تبدیل  می شدند که در نزد مردم در  خیلی از صفات شریک و همتای خدا محسوب می گشتند  . برای همین است که یک بت پرست در مقابل یک جسم سرد و بی روح می نشیند و با او راز ونیاز می کند و انتظار گشایش کارهایش را هم از او دارد .در واقع  او در تخیلات ش   روح انسان صالحی را پشت آن جسم بی روح می بیند  که با استفاده از قدرتهای ما فوق بشری خود بتواند  دعای او را بشنود . پس بت سازی و بت پرستی بر اساس دشمني بوجود نمی آمد بلكه به بهانة دوستي و محبت بوده  که ساخته و پرستش می شدند .

 مگر همين بتهايي كه مشركين مكه داشتند چه بودند ؟ آنان عبارت از مجسمه هاي افراد صالح و نيكو كاري بودند  كه در  آن  جامعه به آنها  محبت و ارادت بسیار داشتند ، سرگذشتهای آنچنانی در مورد  آن مجسمه ها نقل  می کردند و همچنین  سخنان و احادیثی  را که به آنان نسبت داده می شد  را به عنوان ارشاد و حکم و قانون دین و شریعتشان بی چون و چرا  اطاعت و پیروی  می کردند و از آن مجسمه ها به واسطه همان نامها  کمک می خواستند .  لذا مشركين نمي گفتند: ما اينها را مي پرستيم بلكه مدعی بودند که ؛ آنها وسيلة نزديكي شان  به خدا هستند  ! همين منطق باطلی  كه متأسفانه امروزه هم  افراد بسیاری  آن را بیان می کنند  . اما مگر (نعوذ بالله) خداي قادر و توانا را به انسان عاجز و ناتواني تشبيه مي دهيم كه نتوانیم   بدون واسطه با او  راز و نیاز کنیم تا  ترتیب اثر دهد ؟  مي گویند  همچنانكه شخصي براي رسيدن به يك رئيس جمهور از افراد نزديك به او كمك مي گيرد ما هم كه گنهكار و روسياه هستيم و پيش خدا آبرو و اعتباري نداريم پس براي رسيدن به خدا بايد از دوستانش كمك بخواهيم چون اينها افراد محبوب خدا هستند و مي توانند مشكل ما را به خدا بگويند!!

 این چه منطق جاهلانه اي است ؟!

 مگر خدا (نعوذ بالله) مثل رئيس جمهور يا هر مخلوق ديگري عاجز است!؟  خداوند عالم الغيب است ، هر پنهان و آشكاری را مي داند و هیچ کسی مانند او قدرتی ندارد    ، تنها خداست که  از رگ گردن به ما نزديك تر است و خود  او می فرمايد: « و ما از رگ گردن به او(انسان) نزديکتريم».(وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) همچنين فرموده: «مرا بخوانيد اجابت مي كنم». (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ) مگر  ما در هر ركعت نماز با خدا تعهد نمي كنيم كه: «خدايا تنها ترا مي پرستيم و تنها از تو كمك مي خواهيم». (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) ؟ بنابر این  چگونه خدا را به يكتايي مي پرستيم و غير او را پرستش نمي كنيم ، ولی  بندگان خدا  را اطاعت محض  می کنیم و در مقابل  کلام شان  خاضع و خاشع می شویم ؟ چگونه فقط از او كمك مي خواهيم و از غير او كمك نمي طلبيم، ولی  نمي توانيم مشكلات خود را خودمان با او در ميان بگذاريم ؟

عجب جهلي دامن جامعه ما را گرفته است؟  كي مي خواهيم بيدار شويم ؟ كي مي خواهيم بفهميم؟ كي مي خواهيم از اين ذلت و خواري نجات بيابيم ؟

 تا به كي مي خواهيم همچنان مانع نزول رحمت و نصرت خدا باشيم ؟

 خداوند كه با ما شوخي ندارد ،  دين خدا كه شوخي بردار نيست ، بهشت و دوزخ كه افسانه نيست، مرگ و حساب و كتاب كه خيال نيست.

 اگر ما به همة اينها ايمان داريم  و اگر قرآن را كتاب آسماني و دستور زندگي خود مي دانيم، اگر خداوند را يگانه معبود و كارساز و مشكل گشا مي دانيم پس چرا خود را از چنگ اين خرافات نمي رهانيم؟ چرا آنگونه كه رسول الله و اصحاب و اهل بيتش ، خدا را پرستش می کردند  خدا را نمي پرستيم؟

خدا یکی است ،  دين يكي است, كتاب يكي است, آيات و نصوص و دلائل يكي هستند . پس چرا حاضر نمي شويم دست از اين توهمات و شرک بشوييم و مانند یک  مسلمان  راستین  به ريسمان خدا چنگ بزنيم و دين را همچنانكه قران به ما معرفی کرده بپذیریم !

 عزیزان ،  همه با هم بيائيم و عقاید خود  را از اين بد نامي ها  نجات دهیم  و لكه هاي ننگي را كه بر دامن آن آغشته کرده ایم  شستشو دهيم ، قبر و مرده  پرستی نکنیم و پیروی از عقاید باطل سنتی و موروثی خود  را رها کنیم ،  اگر بدنیال رضا و خشنودی خداوند متعال  هستیم  ابراهیم وار  الهه های  باطلی را که در ذهن خود  ساخته ایم   را بشکنیم  . بدانید   که نباید ضريح و بارگاه و مزار و نوشته های فلان امام و امامزاده را بت خود سازیم  . باور کنید  ‌آنها  دیگر مرده اند و به صدای راز و نیاز ما گوش نمی دهند  ، دست از بدعت گذاری در دین و دروغ بستن به گذشتگان برداریم  ، به خدا متوسل شویم و فقط تابع  قران باشیم ، مسلمان شویم  ، مسلمانی که ( لا اله الا الله ) تنها  ورد  زبانش نیست   بلکه او چه با ایمان و چه با عمل خود ثابت می کند  که هرگز و در هیچ لحظه ای از زندگی خود  الهه و معبودی  به  غیر از الله ( جل جلاله ) را نخواهد پذیرفت ُ آنگاه  نام متبرّک  و پسندیده ای از جانب پروردگار مهربان  به او هدیه داده می شود ( مسلمان )   

 وجهدوا في الله حق جهاده هو اجتبيكم وما جعل عليكم في الدين من حرج ملة أبيكم إبرهيم هو سميكم المسلمين من قبل وفي هذا ليكون الرسول شهيدا عليكم وتكونوا شهداء على الناس فأقيموا الصلوة وءاتوا الزكوة واعتصموا بالله هو موليكم فنعم المولى ونعم النصير(78/الحج)

و در راه خدا، آنطور که سزاوار جهاد در راه او است، جهاد کنيد. او شما را انتخاب کرد و در دين مشکلي براي شما قرار نداده. اين آئين پدرتان ابراهيم است. او شما را قبلا و در اين دوره مسلمان (يعني کسي که تسليم حکم خداست) ناميده براي اينکه پيغمبر شاهد بر شما باشد و شما شاهد بر مردم باشيد. بنابراين نماز را بپا داريد و زکات بدهيد و (فقط) به خدا توسل جوئيد، او مولاي شماست، چه مولاي خوبي و ياور شايسته اي.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 2:13  توسط زد ایکس  |