تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - بازگشتی به قران
دعوت به قرآن

 بسم الله الرحمن الرحيم

وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ

 و خداى شما، خداوند يگانه‏اى است، که غير از او معبودى نيست! اوست بخشنده و مهربان

 

خدا کیست ؟

چه واسطه ای بین خدا با ما  وجود دارد ؟

خداوند دستورات خود را از چه طریقی به ما رسانده است ؟

آیا کسی در ذات و صفات همتای خداست ؟

آیا کسی را باید مثل خدا اطاعت کنیم ؟

آیا کسی مانند خدا مطلق می بیند ؟ مطلق  می شنود ؟ دعای ما را اجابت می کند ؟ آیا مهربانتر از خدا وجود دارد ؟ آیا قدرتمند تر از خدا وجود دارد ؟ آیا با وجود خدا به غیر او احتیاجی داریم ؟

 سوالاتی  که در ذهن خود پرو راندیم اما در دوران  مدرسه  پاسخی سطحی و کلیشه ایی برای او یافتیم  «خدا یکی است و مثل و مانند وهمتائی ندارد» همین و همین. اما این خدا کیست و چگونه باید اوامرش پیروی  شود  هرگز مورد بحث نبوده  چون صاحبان مقامات  زور و تزویر  و قدرت طلبان دیکتاتور و مذهبیون خرافه پرست  اجازه نمیدهند که کسی معنای  خدا را بداند و بداند پرستش واقعی و حقیقی خداوند باید به چه صورتی انجام  بگیرد .

 خداوند در فارسی یعنی مالک، سرور، فرمانروا و ..........

 

«یکی برسر شاخ بن می برید

خداوند بستان نظر کرد و دید

بگفتا که این مرد بد میکند

نه برکس که بر نفس خود میکند»

 

مثل کد خدا، خانه خدا، ناوخدا(ناخدا) این کلمه به معنی «رب» عربی است. در فارسی باستان  به خالق جهان اهور مزده(اهورا مزدا) گفته می شد  ودر زبان عبری یهوه  و در عربی به آن الله می گویند . همه پیغمبران خدا هم  به مردم  می گفتند که ما رسول یعنی فرستاده ی همین خدای  خالق بی مانند هستیم و فقط و تنها ماموریت داریم که  پیام  خدا را به شما برسانیم و سپس خود  نیز وظیفه داریم که مثل دیگران دستورات  او را انجام دهیم.

 

قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلاَلَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ

گفت: «اى قوم من! هيچ گونه گمراهى در من نيست؛ ولى من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانيانم!

 

وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ

و به سوى قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستاديم)؛ گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را پرستش کنيد، که جز او معبودى براى شما نيست! آيا پرهيزگارى پيشه نمى‏کنيد؟!»

 

وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ

و موسى گفت: «اى فرعون! من فرستاده‏اى از سوى پروردگار جهانيانم.

 

مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ

پيامبر وظيفه‏اى جز رسانيدن پيام (الهى) ندارد و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان مى‏داريد مى‏داند.

 

اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ

از آنچه که از سوى پروردگارت بر تو وحى شده، پيروى کن! هيچ معبودى جز او نيست! و از مشرکان، روى بگردان!

 

فرستادگان خدا مامور بودند که  رسالت خود  یعنی رساندن پیام الهی را انجام دهند. همانطور که قرآن می فرماید وظیفه ی رسول ما فقط ابلاغ یعنی رساندن آشکار و واضح پیام ما است. .( مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ )

ولی  این پیام چه بود؟

پیام این بود که بنده ی  مطلق ،  یعنی کسی که بدون چون و چرا و پرسیدن علت حکم، از اربابش اطاعت محض می کند.

پیام این بود که  عبد و عبید و  بنده و مطیع بی چون و چرای هیچکس و هیچ مقام و هیچ سازمانی غیر از خدای متعال  نباشید.

پیام این بود که مسلمان باشید ، مسلمان مطیعی  که تنها آمر و رب اش  خدای بی همتایش است  .

یعنی نه بنده ی شهوت، نه بنده ی شهرت، نه بنده ی ثروت، نه بنده ی شیخ، نه بنده ی آیت الله، نه بنده ی کشیش، نه بنده ی پاپ، نه بنده خاخام ، نه بنده ی پیغمبر، نه بنده امام ، نه بنده  صحابه  ،  نه بنده اهل بیت ، نه بنده زنان پیامبر ،  نه بنده  حواریون ،  نه بنده ی رئیس جمهور ، نه بنده  مدیرکل  ، نه بنده خرافات و نه بنده هر چیز و نامی  غیر از پروردگار عالمیان  .

چون شما  آدم هستید و فرزندان  آدم ابولبشر را خود خداوند  گرامی داشته است.

 

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً(70  سوره اسراء )

ما آدميزادگان را گرامى داشتيم؛ و آنها را در خشکى و دريا، (بر مرکبهاى راهوار) حمل کرديم؛ و از انواع روزيهاى پاکيزه به آنان روزى داديم؛ و آنها را بر بسيارى از موجوداتى که خلق کرده‏ايم، برترى بخشيديم.

 

او این مقام والا را به انسان عطا فرموده  تا او جایگاه خود را بشناسد و عبد و بنده هیچ کسی  غیر او نباشد ولی این فرزندان آدم که خدا آنها را اینچنین مقام رفیعی  داده و آنان را گرامی داشته در اثر تفرقه و جهل خود در طول تاریخ به اسم مذهب  داری و فرقه پرستی مجبورگشته اند  که از دهها اسم و عنوان به بهانه های واهی پیروی و   اطاعت محض و بی  چون و چرا نمایند  و عنان اختیارات خود را به دست بندگانی مثل  خود  بدهند. در صورتیکه حتی  پیغمبران الهی  هم میگفتند فقط خدا را عبادت و بندگی(اطاعت بی چون و چرا) کنید. چون معبودی( یعنی کسی که از دستورش باید  بدون چون و چرا اطاعت کنید و در مقابل آنها تسلیم محض باشید و گردن خم کنید و تعظیم و کرنش کنید) غیر از خدا وجود ندارد.

 

لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

 ما نوح را به سوى قومش فرستاديم؛ او به آنان گفت: «اى قوم من! (تنها) خداوند يگانه را پرستش کنيد، که معبودى جز او براى شما نيست! (و اگر غير او را عبادت کنيد،) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى‏ترسم!»

 

أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

آيا تعجّب کرده‏ايد که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بيمتان دهد، و (در پرتو اين دستور،) پرهيزگارى پيشه کنيد و شايد مشمول رحمت (الهى) گرديد؟!

 

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ

و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم)؛ گفت: «اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، که جز او، معبودى براى شما نيست .

 

فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ

 و در ميان آنان رسولى از خودشان فرستاديم که: «خدا را بپرستيد؛ جز او معبودى براى شما نيست؛ آيا (با اين همه، از شرک و بت پرستى) پرهيز نمى‏کنيد؟!»

 

در حقیقت گرایش مردم  به اطاعت بی چون و چرا و تعبد فرامین عیر خدا  در اثر بی اطلاعی آنها  از کتب  الهی ( ابلاغ پیامبران ) بوده و هست  . مسیح ابن مریم میگفت: ( " ارباب " مالک و صاحب اختیار و فرمانروای من و خودتان را بندگی کنید) (  قال المسيح يابني إسرءيل اعبدوا الله ربي وربكم )  اگر مردم بدرستی این صفت خدا را که او  ارباب(آقا و سرور و مالک و صاحب و فرمانروای) کلیه افراد بشر است   را درک می کردند ، بنده ی بی چون و چرا و اسیر هیچ کسی غیر خدا  نمیشدند و قدرت طلبان ظالمی  مثل فرعون هرگز فرصت نمی یافتند که ادعای ولایت مطلقه بر آنان را داشته باشند  «من والاترین ارباب و فرمانروای شما هستم) ( وقال فرعون يأيها الملأ ما علمت لكم من إله غيري ) و مخالفین خود را متهم به حبس و آزار  نمی کردند  :«اگر صاحب اختیاری غیر از من بگیری تو را زندانی میکنم» ( قال لئن اتخذت إلها غيري لأجعلنك من المسجونين ) وهرگز جسارت به خرج نمی دادند که  ایمان آورندگان به خدا و توحید  را تهدید به قتل و کشتار  نمایند  «آیا قبل از اینکه به شما اجازه بدهم به او ایمان آورید... دست و پایتان را قطع میکنم. همه ی شمارا به دار میزنم» ( قال فرعون ءامنتم به قبل أن ءاذن لكم إن هذا لمكر مكرتموه في المدينة لتخرجوا منها أهلها فسوف تعلمونلأقطعن أيديكم وأرجلكم من خلف ثم لأصلبنكم أجمعين )

 

چرا مردم از  کتاب دینی خود بی خبرند؟ مگر این آیات قران نیستند ؟ آیا تنها برای قومی خاص نازل شده اند ؟ مگر تاریخ مصرف این آیات  پایان پذیرفته است ؟ آیا دیگر فرعون صفتانی وجود ندارند ؟ آیا آنها دیگر  ادعا نمی کنند که حق ولایت مطلقه بر مردم را دارند ؟ آیا آنها خود را  حاکم برتر و ولایت خود را از جانب آسمان  نمی دانند ؟ آیا شاهان و حکومتهای  جبار سلطه ی خود را موروثی و دائمی نکرده اند ؟  آیا  مردم را رعیت بی اراده خود و حکم صغیر به آنها نداده اند   ؟   اینهمه کتاب خوانده اید  چرا کتاب دینی خود را نمی خوانید تا با چشمان خود ببینید تکرار سرگذشتهایی را که قران آنها را برای ما روایت کرده است  . همان تکبر فرعونی و  جهل و  گمراهی نمرودی ، منتها  باز هم اینان  مثل اسلاف  خود با  ادعای ارشاد و راهنمایی مردم به سوی سعادت و خوشبختی به جلو آمده اند (فرعون گفت، «شما از هرچه من تشخيص دهم پيروي کنيد؛ من شما را فقط به راه راست ارشاد خواهم کرد.»  (قال فرعون ما أريكم إلا ما أرى وما أهديكم إلا سبيل الرشاد.) .

 

چرا طوق بندگی دیگران را به اجبارو یا به اختیار  به گردن خود انداخته ید ؟ چرا بنده ی کشیش و آیت الله و ردای و خاخام و مفتی و ملا و عمامه گشته اید  ؟ اگر مردم قرآن را می خواندند می فهمیدند که باید مطیع بی چون و چرای تنها خداوند  باشند. خدائی که احتیاجی به بنده ندارد چون خود می تواند کتابی نازل کند که برای درک و فهم ما سهل و آسان است  (ولقد يسرنا القرءان للذكر فهل من مدكر) آیا باز کسی نیست  که متذکر شود ؟ باور کنید که  خداوند  احتیاجی ندارد که بخواهد بنده اش آن را برای او انجام دهد. خدائی که خالق کهکشان ها است به راحتی می تواند حتی بی سوادی را به درجات بالای ایمان برساند . او عظمت خود را درخلقتش به ما نشان داده است   تا ما  در مقابل قدرتمندان و دیکتاتور انی که در چشمانمان  به ظاهر بزرگ شده اند  کوچک و حتی ناچیز ببینیم . زمین ما با همه عظمتش در مرز منظومه ی شمسی ما نادیدنی و یا ذره ای کوچک به نظر می آید چه رسد آن انسانهای عاجزی  که در اندک  زمانی  خود را حاکم و فرمانروا بر قطعه کوچکی از آن می پندارند .

 

پس باید تنها کلام خداوند را دید و  حکم او را اجرا کرد و از تفرقه و اختلاف دست برداشت و تحت   لوای قران  متحد شد. چون خداست  که می فرماید:«شما مثل کسانی که بعد از آمدن دلیل ها ی روشن برای آنها دچار تفرقه و اختلاف شدند نباشید. آنها عذاب بزرگی دارند» ( ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينت وأولئك لهم عذاب عظيم) چه عذابی بزرگتر از عذابی است که امروز جهان دچار آن است. در اثر این فرعون صفتی ها و برده ساختن مردم است که جهان در دلهره و اضطراب به سر می برند و میلیونها  انسان در اثر این بنده شدن ها در مقابل مثل خود است که دچار تفرقه و شرک و گمراهی شده اند .

 

آیا هنوز نباید به خود آمد؟

آیا خداوند به ما دستور نداده که مانند  خود را ارباب خود نگیریم ؟(  لا يتخذ بعضنا بعضا أربابا)

  آیه 103 سوره آل عمران می فرماید:« همگی به رشته ی الهی یعنی قرآن بچسبید و تفرقه نداشته باشید» (  واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا ) و آیه 46 سوره انفال می فرماید:«از خدا و رسولش(که پیام رسان خدا بود) اطاعت کنید و کشمکش نکنید چون سست میشوید و قدرتتان را از دست میدهید»( وأطيعوا الله ورسوله ولا تنزعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم )

 

ولی نامسلمانان مسلمان نام چند فرقه شده اند و به جان هم افتاده اند . آنها قران را رها کرده  و تابع سنتهای  فرقه خود شده اند آنهاتاریخی خود ساخته و جعلی از صدر اسلام نوشته اند  و بر اساس آن همدیگر را به کفر و شرک متهم می کنند .آیا در حدود 51 کشور به نام اسلامی وجود ندارد؟ آیا اینها مسلمان یعنی تنها تسلیم خداوند  هستند و تفرقه و اختلاف ندارند؟ آیا آنها واقعا تنها  ازرسالتی  که محمد وظیفه ابلاغ آن را داشته اطاعت محض  می کنند ؟آیا واقعا تنها کتاب الهی بر آنان حکومت می کند ؟  در واقع  اصلاح جهان احتیاج به توپ و تانک و بمب و موشک و تفنگ و مسلسل و هواپیما و کشتی جنگی و مرد نامرئی و غایبی صدهها ساله  ندارد. بلکه اصلاح جهان تنها  احتیاج به قران دارد. قرانی که نه تنها خوانده می شود بلکه خالصانه و مخلصانه عمل می شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03ساعت 2:14  توسط زد ایکس  |