تبليغاتX
*** ( تعبد )*** - و خداوند نازل کرد بهترین سخن را....
دعوت به قرآن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُونَ

مشركين خواهند گفت كه اگر خدا ميخواست ما و پدرانمان مشرك نميشديم و چيزي را حرام نميكرديم. افرادي هم كه قبل از آنها بودند همينطور منكر رسالت پيغمبران شدند تا اينكه عذاب ما را چشيدند. بگو آيا علمي پيش شما است؟ اگر هست آن را براي ما ابراز كنيد. شما فقط از گمان پيروي ميكنيد و فقط حدس ميزنيد.

 حرام کردن حلال خدا و ایجاد بدعتهای مذهبی  به بهانه پیروی از  مذهب و فقه و سنت امر بي اهميتي نيست  اين عمل به معنای تعدی از دستورات خدا و  دروغ و افتراء بستن به دین او  و تعبد اوامر غیر او و درنهایت  شرک به خدا می باشد با استفاده از آیات قران و به خصوص آیه 148 سوره انعام پی می بریم که  بزرگترين معضلي كه تمامي انبياء الهي درطول تاريخ همواره با آن دست به گريبان بودند ؛ پافشاري و تعصب اقوام ايشان بر سنت پيشينيان و راه و روش آباء و اجدادي شان بوده است. آن اقوام  نادان  سنتهای قدمای خود را به همه کجی ها و خرافات آن ، مورد تائید خداوند و از جانب او می پنداشتند و به همین خاطر  اینچنین سنت  باطلی  را منبعی مطمئن برای صدور احکام دینی و فرقه ای و همچنین حب و بغض های مذهبی خود محسوب می کردند  مسلما این طریقه غلط بدست آوردن حدود و قوانین  و اصول دینی   باعث می گشت که انبوهی  از خرافات و بدعتهای مذهبی  در عقاید آنها  رخنه یابد   تا جایی که آنان حتی توسل و بندگی بتها و  شرکاء  و واسطه های تخیلی و ذهنی  را عین ثواب  و وسیله و ابزاری برای رسیدن به تقرب و رضای خدا می پنداشتند !

 وقال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شيء نحن ولا ءاباؤنا ولا حرمنا من دونه من شيء كذلك فعل الذين من قبلهم فهل على الرسل إلا البلغ المبين(35/النحل)

مشركان ميگفتند اگر خدا ميخواست ما و پدرانمان هيچ چيز را غير از او بندگي نميکرديم و هيچ چيز را بدون حكم او حرام نميکرديم. كساني هم كه قبل از آنها بودند همين حرف را ميزدند. آيا وظيفه پيغمبران چيزي غيراز رساندن آشكار پيام خدا است؟

  بعد از آن بود که  دیگر دعوت  پیامبران الهی در آنان  اثر نمی کرد و قومی طاغی  بوجود می آمد تا  سرکشی خود را با مخالفت و جنگ و ستیز با ابلاغ و رسالت فرستادگان خدا نشان دهد .  در واقع این دشمنی سخت با صراط مستقیم و راه رستگاری به خاطر  تعصب کورکورانه ای بود که آنان نسبت به آنچه که منتسب به تاریخ مذهّب شان گشته بود  پیدا کرده بودند و  اطمینان آنها به اینچنین تاریخی باعث می گشت  که روش و دین صحیح را تنها راه و رسمی بدانند که از پدرانشان آموخته اند . البته  با تمامی خرافاتی که همکنون دیگر در ذهن و اوهام آنها مبدل به دینی  درست و کامل  و نجات دهنده شده بود   .  اين توجه و تعصب افراطی به سنت گذشتگان قدرت هرگونه تفكر و پردازش قول پيامبران را از ايشان سلب مي كرد. همچنین  قدمت سنتهاي آباء و اجدادي و نيز كثرت مردماني كه از اين سنتها پيروي مي كرده اند مانع از اين مي شد كه شخص كوچكترين شكي نسبت به باورهاي خود به دل راه دهد و همين امر سبب مي گرديد که او اوهام و خرافات مذهبی خود  را قطعي و تمام شده درنظر بگيرد و طبيعي بود كه او دیگر  به سخنان پيامبرانشان كوچكترين توجّهی نكند و خود را به زحمت تدبر و تفكر نياندازد .

 این واقعیتی است که همکنون ما هم  در جوامع به اصطلاح مذهبی و دینی  شاهد آن هستیم مسلما قران به عنوان پیام آور  و رسول خداوند نور و روشنائی است و آنانی که طالب هدایت و سعادت اند  با اندک تامل و تفکری   در آن به آیات بسیاری زیادی   دست می یابند  که شرک را به انواع و مصادیق گوناگون آن نهی نموده  و طریقه ی صحیح  اخلاص و تسلیم شدن در برابر خدا را به وضوح و روشنی  به ما نشان داده است ولی با وجود برخورداری  جامعه ما از قران و سهل و آسان بودن دسترسی به آن  باز هم می بینیم که  از نظر محتوایی و مفهومی به آن توجه ای نمی شود  و دعوت آن را که دعوت همه پیامبران الهی ست   به بهانه های واهی نادیده گرفته می شود   اینکه در جامعه ای  قران خوانده میشود دلیل بر توجه به قران نیست  خواندن این کتاب تنها برای کسب ثواب و بدون تعقل در آن ، مثالی ست از آیه 5 سوره جمعه (كمثل الحمار يحمل أسفارا ) ، پس میزان و معیار سنجش   ایمان فرد از راه عمل به دستورات قران مشخص  می گردد ما نباید طوطی وار نظاره کنیم که  فلان مرجع و ملای مذهبی چه برداشتی از قران دارد  و چه می گوید و چه می کند  تا ما هم تابع بی چون و چرای برای رفتار و مسلک او  باشیم . بلکه ایمان به خدا در ورای  تعقل و رفتاری می آید که خود شخص نسبت به دستورات و آیات خدا انجام می دهد (البته این به معنای نادیده گرفتن تحقیق دیگران نیست بلکه مطلق ندانستن آن است )  برای رسیدن به محتوای قران  باید ابتدا  سنت هایی را که اکثریت  مردم و یا  قدمت و تاریخ آنها را توجیه نموده را  به کناری بگذاریم و آنها را هرگز کاملا  صحیح و درست بشمار نیاوریم  تعصب نسبت به عقاید موروثی نداشته باشیم  و بدانیم که خداوند هیچگاه دینی را که جمعیت حامی آن می بوده  دلیلی  بر صحت آن دین و روش ندانسته است   و حتی می بینیم که در آیه 116 از سوره انعام خداوند به پیامبر خود امر نموده که تابع اکثریت و عقاید آنها نباشد"  

 وإن تطع أكثر من في الأرض يضلوك عن سبيل الله إن يتبعون إلا الظن وإن هم إلا يخرصون(116/الاَنعام)

اگر از بيشتر كسانيكه در زمين هستند اطاعت كني تو را از راه خدا منحرف ميكنند. آنها فقط از گمان پيروي ميكنند و فقط حدس ميزنند.

  پیروی از اکثریت و سنتهای قدیمی  همان راه باطلی ست که مشرکین صدر اسلام هم به آن روی آورده  بودند  و بر اساس آن راه و روشی برای دین خود تعیین می کردند  که ضامن و موید آن کلام خدا نبود بلکه سنتهایی بود که آنها از پدران  خود به ارث برده بودند

 قل هلم شهداءكم الذين يشهدون ان الله حرم هذا فان شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع اهواء الذين كذبوا بءايتنا والذين لا يؤمنون بالاءخرة وهم بربهم يعدلون [6:150]

بگو گواهان خود را كه گواهي مي دهند خداوند اينها را حرام كرده است بياوريد اگر آنها گواهي دهند تو با آنها گواهي نده و از اهواء كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و كساني كه به آخرت ايمان ندارند و براي خداوند شريك قائلند پيروي مكن

 

وما لكم الا تاكلوا مما ذكر اسم الله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم الا ما اضطررتم اليه وان كثيرا ليضلون باهوائهم بغير علم ان ربك هو اعلم بالمعتدين [6:119]

چرا از آنچه كه نام خداوند بر آن برده شده نمي خوريد؟ در حالي كه خداوند آنچه بر شما حرام كرده به تفصيل( با جزئيات كامل) بيان كرده و بسياري از مردم با اهواء خود و بدون علم ديگران را گمراه مي سازند .پروردگار تو به حال متجاوزين آگاه است.

 در جامعه امروزی ما هم مشاهده می کنیم که بر اثر پیروی از سنتها و نقل قولهای که توسط دیگران منتسب به تاریخ شده  اینگونه خرافات و  بدعتها در اشکال گوناگون  آن در عقاید و باورهای مردم بسیار به وجود آمده است  از قبر پرستی گرفته تا انواع و اقسام احکام و دستوراتی که در قالب مذهب و فرقه به خورد مردم داده می شود بدعت هایی  مانند  سنگسار ،حرام نمودن بسیاری از خوراکی های حلال  ، نجس دانستن سگ ، متعه ، تبرک به آثار صالحین وبسیاری از موارد دیگر    که ماخذ  استخراج آنها صدهها ورق پاره ایست که هم در صحت منبع و راوی و هم در ناقل آن شک و شبهه های  بسیاری وجود دارد   به عنوان مثال از همین کتب سراسر شایعه و کذب در خصوص   حرام کردن خرچنگ (موجودات دريايي جز ماهيهاي پولکدار و ميگو) حدیثی استخراج می کنند تا  با انتساب آن به  جعفر بن محمد معروف به جعفر صادق آن را حکمی از جانب کسی بدانند که بر اساس باورهای شان وحی مخفیانه و در گوشی دریافت می کرده است  حدیثی که  به صراحت با آیه قران در تضاد است (حلال کرديم براي شما صيد دريا را) ولی آنها چون همتایانی در قانون گذاری  برای کتاب الله  تعیین نموده اند، پس با جان و دل حاضرند که به هر  بهانه ایی  مانند عدم درک قران توسط عوام ،  حکم قران را معلق و حکم سنتها و گذشتگان و در حقیقت خدایان خود را به اجرا در آورند .. این در حالیست  که قرآن به وضوح حلال و حرام را مشخص کرده  وتنها به همانها حکم شده  و هر حکمي غير از آن را باطل دانسته  است

 يايها الناس كلوا مما في الارض حللا طيبا ولا تتبعوا خطوت الشيطن انه لكم عدو مبين (168/البقره)

اي مردم، از محصولات زمين، چيزهايي را كه حلال هستند بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد؛ او دشمني آشكار و بديهي براي شماست. از چيزهاي حلال بخوريد و شيطان را تعبد نكنيد

 أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُون[5:96]

صيد دريائي و خوردن آن براي شما حلال شده تا شما و مسافران از آن استفاده كنيد. ولي تا وقتي كه در حال انجام مراسم حج هستيد، شكار حيوانات زميني بر شما حرام شده. از نافرماني خدائي كه پيش او جمع‌آوري ميشويد بترسيد.

حكم فوق كاملاً ساده و روان است و نياز به تحليل و تأويل ندارد در حقیقت  كساني كه از دین اسلام  پيروي مي كنند و فقط مقررات دين خدا  را گردن مي نهند ، از طعام دريا هيچ چيز را بر خود حرام نمي كنند و خوردني هاي آن را بدون هيچگونه دغدغه و دلهره اي مي خورند  ولی آنهایی كه از آبزيان جز ماهي پولك دار و ميگو را بر خود حرام مي كنند ، مشخص است كه حكم آن را از حدس و گمان و سنتهای شیطانی   استخراج كرده اند چرا كه حكم مذكور در هيچ يك از فصول و بندهاي كتاب قانون دين اسلام ( قران ) يافت نمي شود. بدون شك اين حكم از سنت( حرف و حديث آباء و اجدادي(  استخراج گرديده و هركس آن را گردن نهد قطعاً از پيروان دين سنتي و ابا و اجدادی مي باشد نه دين الهي. اشاره قران به خطوات شیطان هم به  همین واقعیت تاکید می کند که ما اجازه نداریم بدون اذن و اجازه خدا حدودی را بر خود  تعبدی و مقرراتی تغییر ناپذیر برای  دین و آئین خود وضع کنیم  و سپس آن احکام را  به خداوند و از جانب او بدانیم  ولی اصحاب مذاهب با پرداختن به شایعات که همانا کتب حدیثی و روائی می باشند  زمینه ای ساخته اند   که شیطان از مدخل  آن نهایت  استفاده را ببرد و دستورات والقائات  خود را به نام دین و سنت به باورهای ما بقبولاند   در واقع همانگونه که در آیه زیر حکم و دستور خداوند برای آدم نخوردن چیزی بود ولی  آنها حکم خدا را رها کرده و اطاعت از  شيطان كردند و از آنچه برايشان حرام بود خوردند .

 .... الم انهكما عن تلكما الشجرة واقل لكما ان الشيطن لكما عدو مبين [7:22]

آيا من شما را از آن درخت منع نكردم و به شما هشدار ندادم كه شيطان دشمني آشكار و بديهي براي شماست؟

 در اینجا هم خداوند امر نموده که چیزی را که او حرام نکرده بر خود حرام نکنیم  ولی همانطوری که در آنجا شيطان پدر ما را فريب داد تا به حكمش عمل كند و حرام خدا را بخورد ما را هم  در اينجا فريب مي دهد تا که به حكمش عمل كنيم و حلال خدا را بر خود حرام کنیم .

 [2:169] انما يامركم بالسوء والفحشاء وان تقولوا على الله ما لا تعلمون

او فقط شما را به پليدي و اعمال زشت امر مي كند و اينكه شما درباره خدا چيزي بگوييد كه نمي دانيد.

 مسلماً چيزي كه شيطان حكم ميكند جز پليدي و تباهي نيست ولی او  به كساني كه حکم  او را به خدا نسبت مي دهند چنين القاء مي كند كه " اين دستور از جانب  خداست و  از سنت گذشتگان و صالحان به دست  شما رسيده است و محال است که گذشتگان شما  اشتباه كرده باشند. "

 [7:28] واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا يامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون

آنها وقتي گناهي بزرگ مرتکب مي شوند، مي گويند: "ما پدران خود را به همين شيوه يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمي كند. آيا درباره خدا چيزي مى گوييد که نمي دانيد؟"

در حقیقت شما با حرام كردن حلال خداوند و حلال كردن حرام او كاري نمي كنید جز پيروي از پدران و سنتهایی که موسس آنها مطمئنا پروردگارتان  نیست و اجرا نمي كنید مگر حكمی که  شيطان بانی و پایه گذار آن است  در صورتی که در اوهام خود  شادمانید كه كاملاً هدايت يافته و بر صراط مستقيم هستید

 هدایت آن نیست که تسلیم و مطیع حکم و امر غیر خدا باشیم

 هدایت آن نیست که قانون  خدا را از غیر ( ما انزل الله) استخراج کنیم  .

 هدایت آن نیست که تابع  و پیرو بدعتها و خرافات مذهب ی  و سنت های آن  باشیم  

 اطمینان کنیم که حکمت خداوند اجازه نمی دهد که ما طریقه مسلمانی را در  غیر کتابش و بر اساس شایعات و حدس و گمان پیدا کنیم  .

پس باید مسلمان باشیم .

مسلمانی که تا یقین نیاید به خداوند هیچ حکم و قانونی را نسبت نمی دهد  ، مسلمانی که حکم را از آن خدا می داند  و تنها حاکم  و پادشاه ش پرودگارش است و مسلمانی که  دیگر به خوبی می داند دستوراتی که برای رسیدن او به مسلمانی کافیست در  غیر ( احسن الحدیث ) یعنی  قران هرگز  وجود ندارد .

 الله نزل أحسن الحديث كتبا متشبها مثاني تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم وقلوبهم إلى ذكر الله ذلك هدى الله يهدي به من يشاء ومن يضلل الله فما له من هاد(23/الزمر)

خدا بهترين سخن را بصورت كتابي (با آياتي) مكرر و همانند (يعني قرآن را) نازل كرد كه پوست كساني كه از (نافرماني) خداوندشان ميترسند از آن به لرزه در مي آيد. بعد پوست و قلبشان با ياد خدا آرام ميشود. اين (قرآن) هدايت خداست، هر كس را كه بخواهد با آن هدايت ميكند. کسي را كه خدا گمراه كند هيچ راهنمائي براي او نيست.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/26ساعت 1:57  توسط زد ایکس  |